گه گاهی که توی وبلاگ کاش می شد خدا را بوسید می روم و

همیشه هم نامش را با "روی ماه خداوند را ببوس" اشتباه می گیرم _حتا همین الان , حتا تر اینکه باز مجبور شدم برای درست نوشتنش بروم توی وبلاگ_

از سر همین اشتباه با خودم فکر میکنم روی ماه خداوند را چطور می شود بوسید

آخر با بزرگان که برخورد می کنی خیلی شانس بیاوری و آدم حسابت کنند دستشان را دراز کنند طرفت که دست بدهی

روبوسی و این حرف ها که پیشکش. اصلن جای اوهام دارد. چون منی برود و چون خدایی را ببوسد آنهم رویش را

حالا دستی پایی پر قبایی چیزی نه و عدل صورتش.

بعد اسم وبلاگ همه ی فکر هایم را بهم می ریزد و می گوید:

کاش می شد خدا را بوسید

حتا شده پر قبایش را.بدهندمان خاک پایش را بدهندمان اصلن عکسش را

که باز سر ِ می شود و نمی شودش می افتم توی شک

خدا انقدر صوتش را می اورد جلو که بتوانم ببوسمش؟

قدم بلند نیست خدا باید قدش را کوتاه کند.